يكي از مباحثي كه تقريبا در اکثر وقایع حقوقی مطرح مي شود و نقش سرنوشت سازي را نيز ايفا ميكند، بحث احراز رابطه سببيت خواهد بود.بدين معنا كه مشخص نمائيم ضرر وارده ناشي از كدام فعل مي باشد،وكدام عامل و يا عاملين حادثه، مسئول واقعي بوده و موظف به جبران خسارات و تحمل مجازات هاي احتمالي آن خواهد بود.به همين جهت،اهميت اين بحث و نظرياتي كه در اين زمينه مطرح مي شود،آنقدر تاثير گذار خواهد بود كه ممكن است سرنوشت يك پرونده را اعم از حقوقي و كيفري،دستخوش تغييرات جدي نمايد. بحث از رابطه سببيت،در مواردي كه مرتكب واحد است و عوامل ديگري در وقوع نتيجه مداخله نداشته اند، با مشكل چنداني مواجه نيست.اما هرگاه عوامل متعددي از دور و نزديك مداخله نمايند،كه غالبا هم چنين است،اثبات رابطه سببيت ميان نتيجه و عمل هريك از أنها با مشكلات پيچيده اي همراه خواهد بود.(1)
در اين زمينه مثال معروفي است كه حقوقدانان معمولا أنرا مطرح ميكنند و معتقدند احراز رابطه سببيت در اين قبيل مسائل با پيچيدگي هاي خاصي مواجه است ونظريات مطروحه در اين باب به اندازه كافي پاسخگو نمي باشند.
فرض كنيد كسي عدوانا حيواني را به سمت شخص عابري تحريض مي كند و شخص عابر بواسطه ترس از حيوان، بي اختيار پا به فرار ميگذارد.در اين حين وارد خيابان شده و با خودرويي كه با سرعت مطمئنه و با رعايت تمام مقررات و نظامات در حال حركت بوده،برخورد مي نمايد و مجروح مي شود.
در حال رساندن مصدوم به بيمارستان به دليل بي توجهي راننده، بنزين خودرو اورژانس تمام شده و مصدوم با تاخير محسوسي به بيمارستان مي رسد.در بيمارستان، پرستار با توجه به وضعيت وخيم مجروح ، عمدا به جاي أنكه وي را به مركز مراقبت هاي ويژه هدايت نمايد،به بخش مراقبت هاي عمومي منتقل ميكند.پزشك بخش نيز علي رغم بررسي تمام علائم و نشانه ها و بكارگيري تجربيات پزشكي، تشخيص اشتباه داده و پرونده مصدوم را بر اين اساس تكميل نموده ، به پرستار مجري پرونده ابلاغ مي نمايد.
پرستار دوم نيز با علم به اينكه پزشك تشخيص اشتباه داده،مصدوم را بر اساس همان نظر تحت مراقبت قرار مي دهد. و در نهايت مصدوم به همين سبب فوت ميكند.
در هر حال،همان طور كه حقوقدانان اعتراف نموده اند سببيت از مشكل ترين مباحث حقوق است.(2)
بيشتر دانشمنداني كه در زمينه مسئوليت مدني تحقيق كرده اند به اين نتيجه رسيده اند كه هيچ نظريه علمي و فلسفي اي نمي تواند به طور قاطع حاكم بر مسائل گوناگون رابطه سببيت باشد.(3)
با اين حال اين بدان معنا نيست كه نمي توان در يك نظام حقوقي و قضايي به اصول كلي در زمينه رابطه سببيت دست يافت.(4)
لذا ما نيز بر اين باوريم كه در راه رسيدن به واقعيت هيچ بابي بسته نيست و ميتوان با استعانت از هدايت هاي شارع مقدس و عقلي كه مبتني بر بديهيات و مباني استدلالي باشد(5)به كشف حقايق بپردازيم.
بر اين اساس، سعي نموديم با تلفيق اين دو عنصر مهم هدايت يعني عقل و شرع، نظريه اي را در باب احراز رابطه سببيت مطرح نماييم كه شايد بتواند تا حد زيادي به جامعيت و مانعيت نزديك،و منطبق با عدالت ومنطق باشد.
اما قبل از بيان نظريه،مختصرا به بررسي ديدگاههايي كه علماء حقوق در اين باب مطرح نموده اند،مي پردازيم.
۱. نظريه برابري اسباب و شرايط
به موجب اين نظريه،نبايد بين اسباب و شرايطي كه زياني را به بار آورده است،امتياز گذارد.چون هيچ يك از آنها به تنهايي براي ايجاد ضرر كافي نيست،و وجود همه نيز ضرورت دارد.پس تمام آنها سهم برابر دارند و بين هر عاملي،خواه دور يا نزديك با ضرر،رابطه سببيت موجود است.(6)
قانونگذار نيز در ماده365قانون مجازات اسلامي چنين مقرر داشته است: ((هرگاه چند نفر با هم سبب آسيب يا خسارتي شوند،به طور تساوي عهده دار خسارت خواهند بود.))
در نقد اين نظريه حقوقدانان چنين ابراز داشته اند كه،براين اساس دادرس ناچار ميشود تا در هر دعوا تمام اسباب و شرايط دور و نزديك را در نظر آورد و در راهي گام نهد كه پاياني ندارد.
حوادث جهان چندان پيچيده و مربوط به يكديگر است كه در هر دعوي مي توان سلسله علل را تا خداوند ادامه داد.لذا اين نظريه هيچ راه حلي را ارائه نمي دهد.(7)
2. نظريه سبب نزديك و بي واسطه
به موجب اين نظر تنها نزديكترين و آخرين سبب ،مسئول قرار مي گيرد و اسباب دورتر فراموش مي شوند.(9)
معتقدند اين نظريه بر اين توجيه استوار است كه چون حادثه نزديك و مستقيم، ارتباط تنگاتنگ و نزديك با متعلق ضرر دارد، عرفا ضرر وارده به اين حادثه مستند است و ساير حوادث دخيل، به عنوان شرط محسوب مي گردند. در نتيجه چون ضرر وارده به حادثه نزديك و مستقيم استناد دارد، عامل آن بايد جبران خسارت نمايد.(10)
قانون گذار نيز در صدر ماده332قانون مدني مقرر داشته: ((هرگاه يك نفر سبب تلف مالي را ايجاد كند و ديگري مباشر تلف شدن آن مال بشود، مباشر مسئول است نه سبب…….))
همچنين در ماده363قانون مجازات اسلامي آمده:((در صورت اجتماع مباشر و سبب در جنايت، مباشر ضامن است……….))
در نقد اين نظر چنين مطرح شده است كه درست است در بيشتر موارد نزديكترين سبب ها موثرترين آنها نيز هست، ولي گاه نيز سبب قويتر، دورتر است و بي اعتنايي بدان نتايج غير عادلانه و نامطلوبي را به بار مي آورد.(11)
لذا قانون مدني نيز با اينكه در ابتداي ماده332 اشاره به اين نكته نموده كه مباشر تلف نزديكترين سبب آن است، اما در ادامه با تصريح به اينكه:((مگر اينكه سبب اقوي باشد به نحوي كه عرفا اتلاف مستند به او باشد.))پذيرفته است كه مي تواند سبب دورتر باشد اما موثر تر از مباشر واقع شود.